تبلیغات
xx   Rainy world :)♡ - روز کامبک :)
از اونی که دلشو شکوندیو سکوت کرد بترس ! اون ... حرفاشو به خدا گفت :)!

روز کامبک :)

سه شنبه 25 مهر 1396 09:46 ب.ظ

نویسنده: blink girl^^
موضوع: خاطرات دوستانه ? خاطرات طنز ?
http://s9.picofile.com/file/8309347700/afaa743f34c2611879be968c90b1852142661836_hq.gif


ســـ ـ ـ ــلام *ــــ*

خب تقریبا نزدیک یک سال پیش بود :/

من درست یادم نیست اونروز مدرسه رفتم یا
جمعه بود :|

ولی یادمه که اونروز طناز (صمیمی ترین دوستم)
اومده بود خونه ی ما ^ـــــ^

منو طناز سرمون توی موبایل من بود
و داشتیم تلگراممو چک میکردیم :|

که یکدفعه من یادم اومد که
گروه بلک پینک ( یک گروه کره ای تشکیل شده از چهارتا دختر)
قراره اون روز کامبک بده *ــــ*

کامبک اهنگ playing with fire *_*

و اهنگ stay ^__^

خب من و طناز از اونجایی که خیلی
جوگیریم کلا تصمیم گرفتیم که رقص اهنگ قبلی
بلک پینک یعنی بومبایا رو یاد بگیریم :)

خلاصه تا یه جاهاییش مشکلی نبود و
ما کلی اعتماد به نفس گرفته بودیم که رسید به
جای خیلی باحالش :|

 حرکتی که رزی از بین پاهای بقیه ی اعضا رد میشه :|

اینم گیف هاش :


http://s8.picofile.com/file/8309347268/ezgif_3_c63eca1c26.gif

http://s9.picofile.com/file/8309347350/ar5T85k.gif


بعله :|

همونجور که توی گیف ها مشاهده کردید
من میخواستم از بین پای طناز رد شم :|

من اومدم از زیر پاهاش رد شم که پای طناز
به یه جا گیر کرد و از پشت محکم افتاد روی دل من :|

طناز که از خنده پاچیده بود ولی من از درد تا یک هفته نتونستم
مثل ادم تکون بخورم :|

خلاصه بیخیال رقص شدیم و بیکار بودیم تا
مامانم برامون خاک شیر اورد :|

طناز که خاک شیر دوست نداشت نخورد ولی من
عاشق خاک شیر بودم....

طناز روی لبه ی تخت خوابید منم بالای سرش داشتم
توی موبایلم یه چیزی بهش نشون میدادم و
خاک شیر میخوردم که یکدفعه لیوان از دستم ول شد..
اینجاشو اِسلو موشِن تصور کنید :|

یکم از خاک شیر روی لباس من ریخت :|

بعد لیوان محکم خورد به سینه طناز و
لباسشو به چیز داد :|

بعد هم بقیه ی محتویات لیوان روی تخت من ریخت

لیوان افتاد روی زمین و شکست :|

همه ی این اتفاقات توی دو ثانیه افتاد :|

طناز دوباره از خنده پاچید :| ( خیلی الکی میخنده به دل نگیرید :| )

منم که پوکر فیس بهش نگاه میکردم :|

خلاصه من لباسامو عوض کردم و به طناز بیچاره هم
لباس دادم :|

مامانم هم اومد گند منو جمع کرد :|

البته بهتون نمیگم که دونه های خاک شیر تا
چند وقت به ملحفه م چسبیده بود :|

خب همه چیز بدک نبود تا این که بابام اومد و
بهم گفت که کلاس زبان دارم :|

من کلاس زبان دوس دارماا :|

ولی ساعت منتشر شدن موزیک ویدیوی بلک پینک
دقیقا وسط کلاسم بود -___-

انقدر به مامان بابام التماس کردم که نرم :|

طنازم هی میگفت برو اشکال نداره :|

هیچکی قبول نکرد که من نرم :|

داشت گریم میگرفت که بابام گفت
از معلمم اجازه میگیره وسط کلاس پنج دقیقه
بهم وقت بده بشینم ام وی نگاه کنم :|

خلاصه من راضی شدم برم و طنازم
قرار بود توی خونه صبر کنه تا من برگردم :|

چون کلاسم خصوصی بود مشکلی نبود و معلمم
بهم اجازه داد و منم کلی ذوق مرگ شدم *ــــ*

ولی موزیک ویدیو دقیقا پنج دقیقه دیر اومد و معلمم
اجازه نداد که ببینم T__T

دلم میخواست کمپانی وای جی ( کمپانی که بلک پینک
توش هست) رو اتیش بزنم :|

خلاصه کلاس تموم شد و طناز و مامانم اومدن دنبالم
و توی ماشین من سریع رفتم توی یوتیوب و
اهنگای بلک پینکو برای مامانمو طناز گذاشتم *ــــ*
--------------------------

نظر بدید لطفا *ـــ*

فعلا *ـــ*
















دیدگاه : نظرات :)
آخرین ویرایش: دوشنبه 11 دی 1396 10:03 ب.ظ



]