x   ★خـ ـاطراتـ دو دوستـ★ - روز اول و دوم مدرسه ی ... (سانسور شدع :|)

روز اول و دوم مدرسه ی ... (سانسور شدع :|)

یکشنبه 2 مهر 1396 07:47 ب.ظ

نویسنده: ⇜❥※Bahar※❥⇝ دوستمـ تا ابد رفت...
موضوع: خاطرات دوستانه ? خاطرات طنز ?



خب خب خب
روز اول به معنی وااااقعی افتضاح و نحس بود :|
حالا ببینین که سه زنگمون چجوری سپری شد
ما زنگ اول ریاضی داشتیم . فقط یه علوم میتونه ریاضیو کامل کنه  :| در نتیجه زنگ دوم هم علوم داشتیم
عاخا دیگه امیدمون به زنگ سوم بود که اونم ریاضی داشتیم
 ریاضی علوم ریاضی *-*
ببین دیگه چه روز بدی شد...
اول محرم و اول مهر :|
عاخا سر زنگ علوم یه جوری ضایع شدم که اصن نمی تونم توصیف کنم.
خب از اینجا شروع می کنیم
معلممون جدید بود برای همینم باید خودمونو معرفی می کردیم
عاخا منم که استرسییییییی
اسممو یادم رفته بود :|
نوبت به من رسید که خودمو معرفی کنم
بغل دستیم دوس دیوونه و پایم یعنی سارا نشسته بود
منم اومدم از روی نیمکت بلند بشم
با نهایت سرعت بلند شدم اومدم بگم من بَها....
ببین پام به لبه ی کیفم گیر کرد
یه جوری قِل خوردم با کله افتادم روی زمین
دو بار دور خودم پیچ خوردم اصن یه وضی بود :|
همه غش کردن از خنده
بعد معلمه (اسمشو سه بار گفت من هر سه بار نفهمیدم :|) معلمه با نگرانی :چیزیت شد؟خوبی؟
بعد من با نهایت غرور : بعلع بهتر از این نمی شم فقط کیفم افتاد
بعد همه نگام کردن
عجب دروغی گفتم
کلا میخوام دروغ بگم اینجوری میشه
تنها چیزی که از جاش یه میلیمترم تکون نخورده بود همون کیفه بود :|
هیچی دیگه بعدش ازم پرسید اسمت چیه یهویی گفتم نمی دونم :|
بعد دوباره همه نگام کردن سارا گفت " بهار اینقد گونخور"
منم هنگ کردم سارا فهمید قاطی کردم فورا گفت اسمش بهار باب....(فامیلیم:|)
خلاصه نجاتم داد  :|
بعدشم این معلمه خیلی چیزه :|
من ازش متنفررررم از همون جلسه ی اول
اصن سوال میپرسه من دستمو میبرم بالا جواب بدم به همه میگه جواب بدن جز من
انگار ارث باباشو بردم :|
خلاصه
سر کلاس میز دوم نشسته بودم
این معلمه هم داشت چرتو پرت می گفت
من حوصلم سر رفته بود
شلو ول افتاده بودم روی نیمکت
سرمو گذاشته بودم روی نیمکت و دستامم دور سرم
ینی قیافم مشخص نبود
همینجوری داشتم به این معلمه فحش می دادم
من : +۱۸ (نمی تونم بگم چی می گفتم ولی خودتون بفهمین دیگه :) )
همینجوری در حال فحش دددن بودم که یه صدایی از بالای سرم شنیدم : این کیه؟
سرمو بلند کردم دیدم بعلعععع
خانم خیلی مزخرف علوم بالای سرم بود *-*
ینی هر چی گفتم شنیده بود ؟ *-*
خلاصه با اظطراب گفتم غلط کردم :|
گفت چی
گفتم هیچی
بعد یجوری نگام کرد رفت
حالا خوبه من از این بچه خرخونای عینکیم
ولی از مدرسه متنفررررررم
خب زنگ علوم اینجوری گذشت.

حالا امروز هم یع خورده ضایع شدم
زبان داشدیم
معلم زبانمون فامیلیش چعبیع :||||||||
چعبی :  معدل بیستا دستا بالا
من و چن نفر دیگه دستامونو بردیم بالا
(میخواست گروه بندیمون کنه)
نوبت به من رسید گفت میخوای کیا توی گروهت باشن
منم گفتم مبینا و سارا
همین که گفتم سارا چعبی گفت :
بسیار عالی
سارا خیلی خیلی خیییلی عالی شده
پارسال به شدت پیشرفت داشت
عالی بود خیلی عالی
آفرین دخترم
منم هی سرمو به نشونه ی تایید تکون میدادم
من : بله خیلی پیشرفت کرده از لحاظ همه چی همینجوری داشتم تعریف می کردم که یهویی چعبی پرید وسط حرفم گفت ببخشید منظورم 
با سارا نبود داشتم با نسترن صحبت می کردم
من :  :|||||||||||||||
سارا که اصن آب شد رفت زیر زمین
خلاصه خیلی ضایع شدیم


****
ممنون که خوندی 
روز اول مدرسه ی تو خوب بود یا نع؟ :)





دیدگاه : نظرررررر
آخرین ویرایش: یکشنبه 2 مهر 1396 08:21 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30
]   کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک
فاتولز – جدیدترین ابزار رایگان وبمستر