تبلیغات
xx   Rainy world :)♡ - ★کلش اف کلنز ★
از اونی که دلشو شکوندیو سکوت کرد بترس ! اون ... حرفاشو به خدا گفت :)!

★کلش اف کلنز ★

چهارشنبه 28 تیر 1396 06:58 ب.ظ

نویسنده: ❥↷⇊รнαδï⇈↶❥
موضوع: خاطرات طنز ?
تقریبا دو سال پیش بود و من و بهار طبق معمول داخل کلش بودیم و داشتم چت میکردیم
اسم بهار شلینا و اسم من شاینیا بود میگفتیم دو قلو بودیم 
و خیلی رک و جدی میگفتیم که بهار یه روز جلو تر از من بدنیا اومده :\\
من و بهار رفتیم داخل یه کلنی به اسمه ... بعد من به پسر عمم گفتم که بیاد داخله کلنمون اونم قبول کرد و اومد
منو بهارم مثلا داشتیم پز میدادیم تا اینکه پارسا خیلیییی نامحسوس اومد گقت شما شادی م........ی و بهار ب.......ی هستید دیگه
اره ؟؟ :||| ما هم خیلی جدی میگفتیم نههه ما اصن کساییو به این اسم نمی شناسیم اونم لفت میداد!!
بهار تهران به دنیا اومده و منم ابادان ولی الکی میگفتیم دوتامون کرج به دنیا اومدیم :|
یه بار یه پسری گفت تهران به دنیا اومدم بهارم هیجان زده شده بود گفت منم همینطور منم خیلی جدی سعی میکردم بهارو جمش کنم :||||
گفتم نه بهار و من کرج بدنیا اومدیم و بهار خواسته شوخی کنه :||||
تازه هر روزم مثلا یه کشور بودیم یه روز تایلند یه روز امریکا یه روز برزیل...!!! جماعته خرم باور میکردن



دیدگاه : نط‍ـــ ـ :| ـ ـــر
آخرین ویرایش: شنبه 31 تیر 1396 06:03 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30
]